امروز دوشنبه , 2 مهر , 1397 شما در جهان دانلود هستید.

» شوخی های جالب و خنده دار شبکه های اجتماعی 17 بهمن 1393

مطالب محبوب بیشتر

مطالب جدید بیشتر

شوخی های جالب و خنده دار شبکه های اجتماعی 17 بهمن 1393

753

بازدید

16ام بهمن 1393

شوخی های جالب و خنده دار شبکه های اجتماعی 17 بهمن 1393

اس ام اس سرکاری، جوک باحال، لطیفه جدید، پیامک بامزه و استاتوس طنز فیسبوکی

Funny-Jock

1- بعضی از درس هایی که در خانواده یاد گرفتیم:

بهداشت: اگه می خواید همدیگه رو بکشید، برید بیرون؛ الان اینجا رو تمیز کردم

منطق: به خاطر اینکه من می گم

آینده نگری: اگه از تاب بیفتی، محاله ببرمت خرید

آداب اجتماعی: وقت غذا، دهنت رو ببند

اصلاح رفتار: مثل بچه آدم رفتار کن

انتظار: بذار برسیم خونه

کنایه: گریه می کنی؟ الان یه کاری می کنم واقعا اشکت دربیاد

ژنتیک: چهار تا اخلاق خوبتم به من رفته

دانش و خِرد: وقتی به سن من برسی، می فهمی

عدالت: یه روزی بچه دار می شی، امیدوارم بچه هات مثه خودت باشن

2- شما دست تون رو با حوله خشک می کنید؟ پس این شلوار برای چی پاتونه؟

3- یه روز به لقمان گفتن «ادب از که آموختی؟» سرش رو به علامت تاسف تکون داد و گفته خسته نمی شین از این مسخره بازیا؟

4- یه چند وقتیه کودک درونم ناآرومه، مدام بهانه می گیره و … به نظرتون اگه بزنم لهش کنم، کودک آزاری محسوب می شه؟

5- یکی از فانتزیام هم اینه که ازدواج کنم، بچه دار شم، بچم دختر باشه، اسمش رو بذارم گیتا، بعد با زنم دعوا کنم، جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره خونه باباش، بهش بگم هر چی می خوای ببری ببر، گیتارو با خودت نبر!

6- تا پونزده سالگیم فکر می کردم اسمم زُهره است،

چون همیشه مامانم وقتی می خواست بیدارم کنه می گفت: پاشو ظهره!

7- اگه زشتیم، حداقلش فتوشاپی نیستیم.

8- از دانشگاه برمی گشتم، تو تاکسی نشسته بودم، دوتا آقای مسن هم عقب نشسته بودن.

نزدیک پیاده شدنشون یکی به اون یکی گفت:

به خدا اگه بذارم دست تو جیبت بکنی! من حساب می کنم…

بعد از راننده پرسید: ببخشید چقدر شد؟

راننده: هزار تومن

یهو یارو برگشت به راننده گفت: آدمی؟!

راننده گفت: جان؟

مرد: گفتم آدمی یا نه؟

راننده گفت: حرف دهنتو بهم درست صحبت کن!

یارو دوباره گفت: نه… آدمی؟؟!

راننده هم با عصبانیت ترمز کرد برگشت عقب گفت: نه… فقط تو آدمی!

یارو گفت: یعنی چی؟ من می گم آدمی هزار تومن یا دوتاییمون با هم هزار تومن!

9- روزی به لقمان هیچی نگفتند. همینطوری ساکت نگاهش کردند. آخر خودش خسته شد و گفت: «از بی ادبان!»

10- دارو عبارت است از عوارضی جانبی که بعضا اثرات درمانی هم دارد. برای رفع این عوارض جانبی داروهای دیگری تجویز می شوند که خود این چرخه را تا نابودی کامل بیمار طی می کنند.

11- وقتی بتونم سیب زمینی سرخ کرده هامو با کسی شریک شم می فهمم که عاشق شدم.

12- با بابام حرفم شد رفت تو آشپزخونه و به مامانم گفت: واسه خاطر چهل تومن یارانه باید این الدنگ رو تحمل کنیم!

13- پسره می ره خواستگاری یه دختری، بابای دختره می گه:

نه ازت مهریه می خوام، نه خونه، نه ماشین، بیکارم بودی مهم نیست…

یه لپ تاپ می ذاره جلو پسره می گه: فقط فیس بوکتو باز کن ببینم!

14- آقا تو مراسم شب چله همه فامیل جمع بودن، یه 30 نفری بودن. مجلس که خوب گرم شد من و داداشم شروع کردیم به تعریف پیشگویی آخر زمان و نابودی زمین که امشب اتفاق می افته و اینا!

خوب که با حرفامون ترس انداختیم به همه یواشکی تو شلوغی جیم شدیم رفتیم برق رو قطع کردیم و یه ترقه هم انداختیم. آقا قیامتی شدا! زن ها جیغ می زدن، بچه ها گریه می کردن، چندتایی هم غش کردن. من و داداشمم رو زمین می غلتیدیم از خنده. دیگه برق رو وصل کردیم و گفتیم نترسین شوخی بود!

این شد که الان داداشم تو بیمارستانه با دست و پای شکسته، منم پناهنده شدم به خونه دوستم تا از کشته شدن توسط فامیل در امان باشم!

15- تمام مکالمات من و بابام در طی سال:

«بیا ببین این گوشی من چشه

بزن اخبار گوش کنیم

بزن 3

چراغا رو خاموش کن

خونه سرد شد کولرو خاموش کن

چشات در نیومد پای لپ تاپ؟»

اگه چیزی از قلم افتاده شما ادامه بدین!

16- پسر داییم بعد از 10 سال از آمریکا اومده

نشسته بودیم داشتیم حرف می زدیم، حرف از گرونی و قیمت دلار شد.

مامانم می پرسه:الان دلار تو آمریکا چنده؟!

17- پشتِ سر هر انسان موفق یه عالمه حرف هست.

مثل: پدر سگِ دزد!

18- شمام از این سیستم ها دارین که روزها لباس ها رو از روی صندلی به روی تخت، و شب ها از روی تخت به روی صندلی منتقل کنید؟

19- قانون پایستگی واحد: واحدها نه از بین می روند نه پاس می شوند بلکه از ترمی به ترم دیگر منتقل می شوند.

20- 10 سال پیش تو یک فیلم هندی،

آمیتا باچان از کما و تخت آی سی یو بلند شد

رفت تو حیاط 30، 40 نفر رو لت و پار کرد

بعدش دوباره برگشت به تختش.

از اون به بعد مسیر زندگیم عوض شد.

21- درسته پراید کولرش خوب نیست ولی وُژدانی بخاریش خوب خنک می کنه!

22- بزرگترین فایده ورزش اینه که سالم می میری

23- روزامون برعکس شده، صبح خسته از خواب بلند می شیم، شبا پر از انرژی می خوابیم.

24- عدالت یعنی چی؟

عدالت یعنی اینکه یکی هفت میلیارد پول از باباش ارث می بره و یکی کچلی

25- مکالمه تلفنی با مامان ها:

سلام، باشه، اوهوم، باشه، آره، می دونم، آره، خب، نمی دونم، شاید، حواسم هست، اوکی، می دونم مادر من، خیلی خب، باشه، اوکی، چشم، یادم می مونه، آره، باشه، خداحافظ.

26- اگه بخوای خلبان بشی، هزار جور مریضی داری ولی بخوای معافیت پزشکی بگیری، سالم سالمی!

27- ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺗﻮﻟﻪ ﺳﮕﻪ ﻣﻦ ﮐﯿﻪ …؟ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﯾﻪ ﺍﺩﻟﯿﺴﺘﺶ ﺯﯾﺮﻩ ﭘﺴﺘﺶ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﻫﺎﭖ ﻫﺎﭖ ﮐﺮﺩﻥ…

ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺭﻭﯾﻪ ﺣﺴﺎﺑﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﻟﻪ ﺳﮓ ﻫﺎ ﻧﯿﺲ… ﺑﺎ ﺍﻭﻥ بدبختیه ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺴﺘﺶ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻣﻦ ﭘﺎﮐﻮﺗﺎﻡ… ﻣﻦ ﭘﺎﮐﻮﺗﺎﻡ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﻣﻨﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ

28- دو تا BMW با هم ازدواج می کنن

اگه گفتی بچشون چی میشه؟

.

.

.

.

“پراید”

چون ازدواج فامیلی بوده بچه اسکل از اب درمیاد

29- به منشی شرکتمون میگم برو تو پروگرام فایل

میگه کامپیوترو روشن کنم؟

گفتم نه، چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن

از اونجا سعی کن به حول و قوه الهی وارد بشی

30- دلم گرفته…

خیلی دوست دارم الآن آلمان پیش خانوادم باشم.

ولی حیف که اونا هم اینجان!

31- بهش ﮔﻔﺘﻢ میخوای  ﺑﺮی …؟

ﺑــــــﺮﻭ …… ولی ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻪ بی ی ﺗﻮ می میرم!

ﺭﻓﺖ……

ولی من ﻫﻨﻮﺯ ﻫﺴﺘـــﻢ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺘﺘﻮﻥ! خیلی چاکریم

ﻣﺧﻠﺺ همگی…!!

32- دیروز رفتم سوپرمارکت به صاحبش گفتم سلام خسته نباشید نوشابه دارید؟

– آره

– پپسیه؟

– آره

سیاهه؟

– آره

خنکه؟

– آره

– پس بی زحمت یه دوغ بدید

هیچی دیگه دقیقا 5 کیلومتر دنبالم کرد آخرشم نتونست بگیره!

مردم اعصاب ندارن.

33- ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯿﺶ ﺿﻌﯿﻔﻪ!

ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺁﺵ ﻧﺬﺭﯼ ﭘﺨﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺍﻭﻣﺪ ﺁﯾﻔﻮﻧﻤﻮﻧﻮ ﺯﺩ، ﮔﻔﺘﻢ ﮐﯿﻪ؟ ﮔﻔﺖ ﺁﺷﻪ!

ﺑﯿﭽﺎﺭه ﺁﯾﻔﻮﻥ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺗﺼﺎﻝ ﮐﺮﺩ.

34- دختره ﺩﺍﺷﺖ ﺩﻭﻍ ﻭ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﻭ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﻣﯿﮑﺮﺩ

ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎ ﭼﯿﻪ؟

ﮔﻔﺖ ﺩﻭﻍ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﺎﺭﻩ

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻣﺨﻠﻮﻃﺶ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﻪ؟

ﻻﯾﮏ ﻧﮑﺮﺩﯼ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻓﻘﻂ ﻭﺍﺳﺶ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ … ﺩﻋﺎﺍﺍﺍﺍ

35- ﻣﻠﺖ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻣﯿﺎﺩ

“ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ،ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ، ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﺑﺮﺍﺕ”

ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﺍﺱ ﻣﯿﺎﺩ

“ﺍﮔﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﻧﻔﺮﺳﺘﯽ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ

ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﯽ ﯾﻪ ﺑﻼ ﺳﺮﺕ ﻣﯿﺎﺩ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺍﻻﻥ

ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺼﻒ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﻧﯿﺴﺖ”

ﺍﯾﻨﻢ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ :|

36- امروز یه اهنگ شاد قدیمی دانلود کردم با کلی ذوق رفتم پیش مامانم واسش گذاشتم میگم من خیلی ازش خوشم اومده ببین یادت میاد اهنگه رو

2 ثانیه از اهنگو گوش داده میگه ما اونموقع از این اهنگای ضایع گوش نمیدادیم که…

ینی همون لحظه اهنگو حذف کردما ! یذره ذوق ندارن که ادمو ترور شخصیتی میکنن.

37- ﺧﺪﺍﯾﺎ ﯼ ﻟﻄﻔﯽ ﺩﺭ ﺣﻖ ﻣﻦ ﺑﮑﻦ

ﺩه ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ به ﻣﻦ یه ﺧﺒﺮی ﺑﺪﻩ!!

ﻣﻦ ﮔﻮﺷﯿﻤﻮ ﻓﺮﻣﺖ ﮐﻨﻢ

ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻭﺍﺳﻢ ﺧﺘﻢ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻥ هیچ٬ ﺗﺎﺯﻩ آتیشمم ﻣﯿﺰﻧﻦ

38- خواهر و بردارم که از من کوچیکترن دارن تو خونه میزنن تو سر و کله‌ی هم…

بابام به مامانم میگه :اینارو ببین عینه تام و جری از صبح تا شب فقط دنبال همن!

مامانم هم با دست منو نشون میده میگه :اینم عینهو اون سگه که تام و جری ازش حساب می‌برن

39- نشسته بودم یه هو مامانم از آشپزخونه اومد، بی مقدمه شروع کرد درباره فلفل صحبت کردن که: میدونستی فلفل لاغر میکنه و ضد سرطانه و. . .

آخرش معلوم شد فلفل از دستش در رفته، ریخته تو (شاممون)!!

40- ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ

ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﺗﺎﺭﯾﮏ، ﺩﯾﺪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺑﺮﻭﺵ ﻣﯿﺎﺩ،

ﻣﺮﺩﻭﻧﮕﯿﺶ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺵ ﻧﺮﻓﺖ ﻭ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﭘﺨﺨﺨﺨﺦ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺳﻪ ﻣﺘﺮ ﺭﻓﺖ ﺭﻭ ﻫﻮﺍ ﺑﻌﺪﺵ ﺩﺭ ﺟﺎ ﺳﮑﺘﻪ ﮐﺮﺩ!!

ﻭﺍﻻ ﺑﺨﺪﺍ ﺍﺻﻦ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺎ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﭘﺮﺳﻪ ﺑﺰﻧﻪ.

41- اگر میخواهید لاغر شوید اگر میخواهید خوش اندام شوید

به ما ربطی نداره  والا مگه ما میخواهیم لاغر شیم به شما میگم

مردم پر توقع شدنا.